استفاده از OKR در سطح یک کشور

چندسالی هست که در کشور برای هر سال یک اسم یا شعار داریم. مثلا شعار امسال “رونق تولید” هست. از نظر من این فکر یا پرکتیس شعار فکر بسیار خوب و مترقی است و حتما مشاورانی هستند که به این نتیجه رسیده و اجرا می کنند، اما در عمل این روش خوب اجرا نمی شود. شاید همان مشاوران که ایده اینکار را داده‌اند، فکر خوبی داشتند ولی در عمل و دنیای واقعی نتیجه قابل توجهی از این پرکتیس دیده نمی شود.

حالا چرا این فکر خوبی هست؟
وقتی اندازه سازمان شما بزرگ باشد، وقتی اجزای سازمان با هم هماهنگ نباشند و … این هدف گذاری اختیاری نیست، بلکه مجبور به این کار هستید.

اصولا داشتن یک هدف، باعث ایجاد انسجام در سازمانهای مختلف بشود. همانند داخل یک سازمان، که معاونت و بخش های مختلف دچار فرهنگ سیلو می‌شوند، یعنی بخشی نگری را به کل نگری ترجیح می‌دهند و صرفا به فکر این هستند که گروه یا بخش آنها منافع بیشتری داشته باشد، حتی به قیمت ضرر کل سازمان. اما وجود یک هدف بالا دستی، باعث می‌شود این بخش‌های مختلف هماهنگ برای رسیدن کار کنند. همین بخشی نگری و فرهنگ سیلو را می‌توان بین وزارت خانه ها و ادارات و … مختلف دید، که عملا پاس کاری بین هم دارند و معمولا کسی مسوولیت را برعهده نمی گیرد.

چرا این پرکتیس خوب اجرا نمی شود یا تاثیر آنچنانی ندارد؟
داشتم فکر میکردم، دقیقا برای همین میتوانستند از روش OKR استفاده کنند.

1- یکی از مشکلات اصلی این پرکتیس این هست که خوب، چه زمانی می‌فهمیم ما رونق تولید داشتیم؟ یعنی خیلی ساده نتایج کلیدی آن چه باید باشد که ما درک کنیم که رسیدیم به این هدف یا نه؟ همین در پرکتیس OKR با عنوان Key Result شناخته می شود.
مثلا وقتی این تعداد شغل ایجاد شد؟ یا تولید ناخالص ملی اینقدر افزایش یافت؟ یا …

نتایج کلیدی حتما باید قابل سنجش و کمی باشند و بتوان نتایج را در هر لحظه درک کرد. بدون مشخص بودن نتایج کلیدی در واقع هر فعالیتی بی معنی خواهد بود.

2- شاید یکی از دوستان دست اندرکار بگوید، ما نتایج رو معلوم کردیم، شما خبر ندارید… خوب خود این عیب اساسی است، در پرکتیس OKR اصل شفافیت بسیار مهم هست، یعنی خود هدف، نتایج کلیدی و اینکه چقدر ما به آن رسیدیم حتما باید برای همه شفاف باشد.
چرا همه؟ چون همه باید برای رسیدن به آن کمک کنند.

3- آیا ما در بازه های زمانی کوتاه نتایج بدست آمده را پایش کردیم؟ حداقل به نظر شخصی خودم نه. یا حداقل پارسال نسبت به هدف تعیین شده ما گزارش مشخصی ندیدیم. در پرکتیس OKR شما باید در بازه‌های زمانی کوتاه و در آخر دوره (مثلا سه ماه) نتایج رو بررسی و در صورت نیاز اقداماتی انجام بدهید. بخصوص در آخر دوره یک بررسی اساسی انجام می شود و درس آموخته های آن برای دوره های بعدی مورد استفاده قرار می گیرد.

توصیه من به دست اندرکاران و مشاوران حوزه مربوطه (البته حتما همه دوستان استاد استراتژی و … هستند) این هست، خیلی ساده می توانند از پرکتیس ساده‌ای مثل OKR ایده‌هایی بگیرند و در راستای پیشرفت کشور اقدامات موثرتری انجام بدهند.

درباره اسد صفری

اسد صفری – مربی تحول چابک سازمان و تیم های نرم افزاری. مدارک حرفه ای: CSP - CSM - PSM - PSPO - CDA - Management 3.0 برخی تجربیات: رئیس دفتر تحول چابک شرکت داده ورزی سداد(بیشتر از ده تیم نرم افزاری) - مربی چابک شرکت رامند (تیم های موبایل و گیم سازی) - مدیر تولید نرم افزار SimplyDesk برای شرکت فرانسوی PCI - مربی مشاور شرکت های:خدمات انفورماتیک، ارکید فارمد، فراداده، الفبا برخی از سوابق مشاوره کوتاه مدت و تدریس : علی بابا، فناپ، تجارت الکترونیک پارسیان، بیمه سامان، مهندسین مشاور تجارت (بانک تجارت)، بیمه ایران، پارس آنلاین، شرکت رهنما، ورانگر، انتشارات پزشکی کوثر، فولا آلیاژی یزد، پارک علم فناوری کردستان و ... . عضو انجمن های بین المللی Agile Alliance - Scrum Alliance

1 دیدگاه در “استفاده از OKR در سطح یک کشور

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.