برنامه ریزی برای ساعت‌های کاری اسپرينت

مدیران انتظار دارند که « هرکسی بايد x درصد مولد باشد» يا « تيم بايد در روز 6 ساعت توليد داشته باشد.» و پس از اينکه تيم موفق به انجام ماموريت ها نشد، مديريت نااميد می شود. اما چرا این اتفاق می افتد؟ اولين مساله اين است که تعداد ساعات در نظر گرفته شده بالاست. اما حتی اگر ساعت در نظر گرفته شده مناسب انتخاب شده باشد نیز هنوز احتمال زیادی وجود دارد که تیم نتواند ساعتهای کار برنامه ریزی شده را تکمیل کند. طبق تجربه من، با در نظر گرفتن سه چيز اغلب تعداد ساعات کاری توافق شده با...
Continue reading...

تفاوت User Story و Task چیست؟

تفاوت میان داستان کاربری با تَسک چیست؟ داستان کاربری در بک لاگ محصول قرار میگیرد اما تَسک در طول جلسه برنامه ریزی، شناسایی شده و بخشی از بک لاگ اسپرینت هستند. این عبارت با اینکه تعریفی خوبی است اما مفيد نيست، مانند اینکه بگويم نمک چيزی است که در نمکدان وجود دارد و فلفل چيزی است که در فلفل خردکن! مطمئنا داستان ها در بک‌لاگ محصول و تَسک در بک‌لاگ اسپرینت يافت می شوند. اما تفاوت اساسی بين اين دو چيست؟ داستان عموما چيزی است که بيش از يک نفر بر روی آن کار می کنند ولی تَسک فقط توسط...
Continue reading...

Story Mapping ساده شده

همیشه وقتی در مورد اسکرام صحبت می‌کنیم، اولین فرض ما این است که تیم یک بک‌لاگ محصول دارد. ولی در مورد اینکه این بک‌لاگ از کجا آمده است و چگونه تولید میشود زیاد صحبت نشده است. یکی از بهترین روشهای ایجاد بک‌لاگ اولیه محصول Story Mapping است. بک‌لاگ یک بعدی یا چند بعدی؟ در تعریف بک‌لاگ محصول داریم که بک‌لاگ یک لیست الویت بندی شده از نیازمندی ها است که قرار است بر اساس اولویت از بالا و در طول اسپرینت ها انجام شود. مثلا یک فایل اکسل را در نظر بگیرید که نیازمندیها پشت سر هم در یک فایل نوشته است....
Continue reading...

فیدبک بدهیم یا نه؟

چند روز پیش اتفاقی افتاد و در تلگرام به یکی از دوستان در مورد یک رفتار بازخورد دادم “بهتر بود اینکار را اینگونه انجام میدادی…”، ولی احساس کردم از حرف من ناراحت شد، بعد پیش خودم گفتم، “خوب چرا اصلا گفتی و شاید نباید میگفتی و از دست تو ناراحت شد…” یکی از سخت ترین کارهای مدیران فیدبک دادن به افراد است. اما چگونه باید فیدبک داد؟ اول کار، لعنت به تکنیک ساندویچ تکنیک ساندویچ یک روش معروف بدردنخور فیدبک دادن است. به این صورت که قبل از حرف های سخت شروع می کنید به تعریف از طرف مقابل و میان...
Continue reading...

انگیزش تیم‌ها

تازه وارد یک شرکت شده اید بسیار شوق و ذوق دارید، می‌خواهید همه چیز را درست کنید، می‌خواهید دنیا را جای بهتری کنید، ولی بعد از مدتی شبیه بقیه می‌شوید، شاید بی انگیزه تر از بقیه. ولی چرا این اتفاق می افتد؟ یکی از بهترین روش های انگیزش تیم‌ها، دیدن تاثیر کار بر روی مشتریان است. یعنی این تسک من چه تاثیر بر زندگی مشتری ها دارد؟ یکی از مثال های معروف قدیمی، اگر از آبدارچی ناسا بپرسید چه کاری انجام می دهی، احتمالا خواهد گفت “من به پرتاب شاتل کمک می کنم” ولی از آبدارچی شرکت‌های خودمان بپرسیم خواهند...
Continue reading...

بام چگونه روش برنامه‌ریزی خود را تغییر داد؟

چند مدتی هست که افتخار همکاری با شرکت داده ورزی سداد را دارم، این شرکت متعلق به بانکی ملی است و معمولا پروژه‌های بانک را انجام می‌دهد. یکی از این پروژه‌ها یا بهتر بگویم محصول‌، بام است. بام پرتال بانکداری اینترنتی بانک ملی است و نزدیک 4 تیم از سداد نزدیک 25- 30 نفر (اسامی تیم ها: برمودا – پایونر – منتخب – پویا) بر روی آن به صورت تمام وقت کار می‌کنند. پروژه و تیم بام، واقعا یکی از بهترین تجربیات چابک در ایران در سطح Scale است، چه از نظر زیر ساخت فنی و چه از نظر تعدد...
Continue reading...

نحوه ارزیابی عملکرد تیم های چابک

انتهای اسپرینت چهار بود و جلسه بازبینی اسپرینت را انجام داده بودیم، زنگ تلفن به صدا در آمد، مدیر واحد ایران پشت خط بود. -“سلام، خوبی اسد؟” -“سلام، ممنون مهندس، شما خوبی؟” -“…اسپرینت تون خیلی عالی شده بود” (به حالت ذوق زده) -“چطور مهندس؟” -“جیرا رو چک کردم، Velocity بالاتر رفته بود، خیلی عالی، همینجوری ادامه بدید…” ما هم ذوق کردیم از تعریف و تمجید مهندس. آخر اسپرینت پنجم شد و یک بخشی از کارها باگ داشت یا بخشی از شرایط پذیرش مالک محصول محقق نشده بود. مالک محصول اصرار داشت که این ها را نپذیرد، و بالطبع امتیاز این...
Continue reading...

ماست مالی کردن یا از دست ندادن بازار

مدیر:”آقا پس این کی تموم میشه؟” برنامه نویس:”این کار می بره، باید رو طراحیش کار کنم…” مدیر: “همینجوری خوبه، بده بدیم مشتری تا نپریده” برنامه نویس: “فقط بلدین ماست مالی کنید کارها رو، هیچ استانداردی اینجا رعایت نمی شه…” یکی از بزرگترین چالش ها در دنیای توسعه نرم افزار ارتباط بین توسعه دهندگان (برنامه نویس، طراح UI و …) با مدیران (مدیرمحصول، مدیر پروژه و…) است، از طرفی توسعه دهندگان مدیران را متهم به “ماست مالی کردن و بزن درویی کار کردن” می کنند، مدیران هم برنامه نویس ها را به “اضافه کاری بی مورد یا هیجان فنی یا تولید چیزی...
Continue reading...

مافیا و چابک شدن؟ بازار به چه سمتی حرکت خواهد کرد؟

اگر خیلی ساده بخواهیم معنی چابک شدن برای یک شرکت یا سازمان چیست را بیان کنیم باید بگوییم چابک شدن برای شرکت یا سازمان یعنی اینکه یک شرکت یا  سازمان در جهت دست یافتن به مزیت رقابتی باید به درخواست های مشتری ها گوش فرا دهد و با آغوش باز پذیرای درخواست های مشتریان باشد. ساده تر یعنی اینکه اگر به درخواست مشتریان پاسخ ندهیم مشتری را از دست خواهیم داد. منتهی از بچگی ما این شعار را شنیدیم که حق با مشتری است ولی واقعا چقدر به این شعار عمل شده است و چقدر مشتری در بازار فعلی مهم...
Continue reading...

پست مهمان: چرا مدیرانی که متدولوژی تولید ندارند فکر می کنند Agile هستند؟

نویسنده: مهیار ابراهیمی وفا حدود ده دوازده سال پیش در شرکتی مشغول به کار بودم. آنجا هم مثل بسیاری دیگر از شرکتها متدولوژی مشخصی برای تولید نرم افزار نداشتیم و به قول معروف Code & Fix می کردیم. بابت این مساله هم گاهی در جلسات با مشتری شرمنده می شدیم و در جواب اینکه “از چه متدولوژی استفاده می کنید؟”، آسمان و ریسمان می بافتیم و توجیه می کردیم. تا اینکه اسم Agile یا چابک به گوش مدیران شرکت خورد. آن زمان تازه متدولوژی های چابک مطرح شده بود و بخصوص XP مورد توجه بود. با وجود واژه نوظهور چابک که...
Continue reading...