برزخ مدیریت در ایران

manager

چند روز پیش یکی از همکاران در گروه تلگرام شرکت، مطلبی در مورد اهمیت خصوصیت‌های رهبری برای مدیران نوشته بود، اینکه رهبران باید انگیزش بخش باشند، به جای دخالت در جزئیات باید چشم‌انداز درست ایجاد کنند و آن را به اشتراک بگذارند و… . این نوشته من را به فکر فرو برد که “فکر نکنم کسی مخالف با این شیوه مدیریت و رهبری باشد، ولی چرا در عمل اتفاق نمی‌افتد؟” مدیریت در برزخ کتاب ها، مقالات و آموزش های جدید همه مبتنی بر مبانی رهبری است، همه جا دائم در مورد رهبری می شنویم، رهبر خدمت گذار، رهبر کاریزماتیک. همه...
Continue reading...

فیدبک موثر برای رفتار دیگران

feedback.Scrum.ir

نوشته قبلی یک سوال در مورد نحوه فیدبک دادن بود که چرا دادن فیدبک کار بسیار دشواری است. در این نوشته قصدم برررسی یک روش کاربردی در همین خصوص است. فیدبک و مغز؟ مدتی است که علاقمند به مبحث نوروساینس شدم و مطالعاتی در این خصوص انجام میدهم، این علم بیشتر بر روی عملکرد مغز تمرکز دارد و نتایج آن قابل استفاده در رشته های دیگر مانند مدیریت، منابع انسانی، بازاریابی، فروش و … است. یکی از راههای مطالعه مغز، استفاده از اسکن fMRI است. در این اسکن میزان گردش خون در بخش های مختلف مغز در هر لحظه ثبت می شود و...
Continue reading...

فیدبک بدهیم یا نه؟

feedback

چند روز پیش اتفاقی افتاد و در تلگرام به یکی از دوستان در مورد یک رفتار بازخورد دادم “بهتر بود اینکار را اینگونه انجام میدادی…”، ولی احساس کردم از حرف من ناراحت شد، بعد پیش خودم گفتم، “خوب چرا اصلا گفتی و شاید نباید میگفتی و از دست تو ناراحت شد…” یکی از سخت ترین کارهای مدیران فیدبک دادن به افراد است. اما چگونه باید فیدبک داد؟ اول کار، لعنت به تکنیک ساندویچ تکنیک ساندویچ یک روش معروف بدردنخور فیدبک دادن است. به این صورت که قبل از حرف های سخت شروع می کنید به تعریف از طرف مقابل و میان...
Continue reading...

انگیزش تیم‌ها

Impact

تازه وارد یک شرکت شده اید بسیار شوق و ذوق دارید، می‌خواهید همه چیز را درست کنید، می‌خواهید دنیا را جای بهتری کنید، ولی بعد از مدتی شبیه بقیه می‌شوید، شاید بی انگیزه تر از بقیه. ولی چرا این اتفاق می افتد؟ یکی از بهترین روش های انگیزش تیم‌ها، دیدن تاثیر کار بر روی مشتریان است. یعنی این تسک من چه تاثیر بر زندگی مشتری ها دارد؟ یکی از مثال های معروف قدیمی، اگر از آبدارچی ناسا بپرسید چه کاری انجام می دهی، احتمالا خواهد گفت “من به پرتاب شاتل کمک می کنم” ولی از آبدارچی شرکت‌های خودمان بپرسیم خواهند...
Continue reading...

فرهنگ سیلو و جنگ قدرت

کارشناس بخش امنیت به مدیر پروژه x زنگ میزند، “سلام…به من گفتند که در مورد پروژه تون کمی اطلاعات بگیرم، تا بتونیم اگر لازم شد ما هم با مشتری در ارتباط باشیم” مدیر پروژه x: “ببخشید من به شما نمی تونم اطلاعات بدم، سرمون هم خیلی شلوغ هست، یک نامه رسمی بزنید تا بررسی کنیم …” بعد از نامه رسمی، کمترین حد ممکن اطلاعات به قسمت مربوطه داده شد. قسمت امنیت هم سعی می کند از کانال‌های غیر متعارف و دور زدن وارد داستان شود و … . این داستان، یک داستان عادی در سازمان‌ها و شرکت‌ها و حتی استارتاپ‌هایی...
Continue reading...

شش قانون پاداش – چگونه باید پاداش داد؟

انگیزش بیرونی به رفتاری تعبیر می شود که برگرفته از یک پاداش بیرونی مانند پول، ارتقا شغلی است. پاداش ها جزو ابزارهای مکارانه مدیریت محسوب می‌شود. اگر خوب به کار برده شوند باعث ایجاد نتایج خوبی می شوند. متاسفانه، به صورت پیش فرض ذهنیت مدیران این است که هیچ چیز مثل پول نمی تواند در بالا بردن عملکرد نیروها موثر باشد و همه سیستم های انگیزشی بر اساس پاداش های مالی طراحی می شوند. “برای کارکنان دانشی(کسانی که بخاطر فکر کردن پول می گیرند) پول اهمیت بالایی دارد، اما آنها پول را به عنوان تنهاترین معیار نمی پذیرند. اگر برای...
Continue reading...

مافیا و چابک شدن؟ بازار به چه سمتی حرکت خواهد کرد؟

اگر خیلی ساده بخواهیم معنی چابک شدن برای یک شرکت یا سازمان چیست را بیان کنیم باید بگوییم چابک شدن برای شرکت یا سازمان یعنی اینکه یک شرکت یا  سازمان در جهت دست یافتن به مزیت رقابتی باید به درخواست های مشتری ها گوش فرا دهد و با آغوش باز پذیرای درخواست های مشتریان باشد. ساده تر یعنی اینکه اگر به درخواست مشتریان پاسخ ندهیم مشتری را از دست خواهیم داد. منتهی از بچگی ما این شعار را شنیدیم که حق با مشتری است ولی واقعا چقدر به این شعار عمل شده است و چقدر مشتری در بازار فعلی مهم...
Continue reading...

خرد جمعی یا خرد فردی؟ چه کسی باید تصمیم بگیرد؟

یکی از بزرگترین مشکلات شرکت ها امروز این است که چه کسی باید تصمیم بگیرد؟ آیا همه باید نظر بدهند؟ یا یک نفر بعنوان مخ سیستم تصمیم بگیرد و ابلاغ کند؟ یا قبل از تصمیم نظرات دیگران را بپرسد؟ اینکه در کلی کتاب خوانده ایم که خرد جمعی خوب است و هزاران دلیل می توانیم بیاوریم که عالی است منتهی ما در این چند سال و با تجربیات هم مثال خوب داریم و هم مثال بد. اما اجازه بدهید قبل از هر چیزی یک داستان در مورد همین موضوع بگویم. در یک شرکتی، یک نفری به تیم ما اضافه شد، علت...
Continue reading...

مدیرهایی که می خواهند رهبر باشند نه رئیس، ولی چگونه؟

یکی از ترندهای روز، کلید واژه “رهبر” یا “رهبری بجای مدیریت” است. بعبارتی مدیرانی که تا دیروز رئیس بودند، باید امروز شیوه برخورد را عوض کنند و مانند رهبران خدمت گذار عمل کنند. اما چگونه؟ در همین راستا چندی پیش عکسی در شبکه های اجتماعی دست به دست می شد که از جمله عکس های خوشمزه به حساب می آمد. به نظر من این عکس یک عکس خوب و انسانی است و از همین نظر قابل تحسین، ولی مفهومی که می خواهد برساند را اشتباه انتقال می دهد، در این عکس می بینیم فرق رئیس با رهبر در این دیده...
Continue reading...

اسب ها در سربالایی همدیگر را گاز می گیرند

– محمد: “یک بار نشد این نرم افزار درست کار کنه، آبروی ما رو جلوی مدیرها برد، فقط بلدین افاضات کنید…” – علی : “کی به شما گفته سرخود دِمو بدید؟! باید من هم تو جلسه می بودم…” -محمد: “کی گفته باید تو هم می بودی؟ وظیفه شما ساخت نرم افزاره، به شما ربطی نداره” -علی : “اگر به ما ربطی نداره، پس خودتون هم درستش می کردین” -محمد: ” برو بابا شما زبون ادمی زاد حالیتون نمیشه …” -علی : “نه تو حالیت میشه …” شاید شما هم داخل تیم تون با چنین اوضاعی مواجه شده باشید، اوضاعی که...
Continue reading...